تبليغاتX
فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز
فونت زيبا ساز
every thing
























every thing

for everyone*

زندگی سرشارازشوراست‌پاره ای ازآن باش

زندگی آمیخته به تلاش است با آن آغازکن

زندگی با اندوه همراه است درد از آن بزدای

زندگی با شادی همراه است احساسش کن دریابش وتقسیمش کن

زندگی بسته به آرمانهایی است بکوش تابه والاترینشان برسی

زندگی مقصدی رامیجوید کاشف آن باش

نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم دی 1390ساعت 18:56 توسط فائزه sh|

اینم ازسلنا

برای دیدن بقیه ی عکسهابه ادامه ی مطلب برو...


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم دی 1390ساعت 20:33 توسط فائزه sh|

  1. یکی پسرا راست میگن یکی چوپان دروغ گو!
  2. یکی پسرامهربونن یکی خرس مهربون!
  3. یکی خونه ی پسرا قشنگه یکی خونه ی مادربزرگه!
  4. یکی پسرا خوشگلن یکی پلنگ صورتی!
  5. یکی پسرا قشنگ راه میرن یکی تنسی تاکسی۲!
  6. یکی موهای پسرا قشنگه یکی موهایان شرلی!
  7. یکی پسراسفیدن یکی سفیدبرفی!
  8. یکی گوشهای پسراقشنگه یکی زی زی گولو!
  9. یکی پسرا زبلن یکی ملوان زبل!
  10. یکی دختراوپسراباهم خوبن یکی تام وجری!

حال کردین؟! نظریادتون نره! 

نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم دی 1390ساعت 18:28 توسط فائزه sh|

اینم ازمزیت های پسربودن بخونین وحال کنین!

  1. پسر هستید!
  2. همیشه خودتون هستید !(صدمدل آرایش نمیکنید)!
  3. فقط شما میتونید رئیس جمهوربشید!
  4. فقط شماییدکه میتونیدبریدورزشگاه آزادی وفوتبال ببینید!
  5. برای دعواکردن به بابا وداداش بزرگتراحتیاج ندارید!
  6. توی اتوبوس جای بیشتری نسبت به دخترادارید!
  7. درکمتراز۱۰دقیقه میتونیددوش بگیرید!
  8. هرجورکه حال کنیدلباس میپوشید!
  9. درکمترازدودقیقه لباس میپوشیدوحاضرمیشید!

نظریاذتون نره!

نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم دی 1390ساعت 14:57 توسط فائزه sh|

میدونین خوبی دختربودن چیه؟ پس مطلبو بخونین...

  1. مجبورنیستین صبح های زود برین نون بخرین!
  2. نازنازی بابایی هستین!
  3. درس خون ترازپسراهستین!!
  4. باکلاس با ادب وبانزاکت ترازپسرها هستید !
  5. مغزجلبک نیستید!
  6. هرچه قدر دوست دارید زمان دوش گرفتن رو طول میدید!
  7. هروقت دوست داشتین کفش پاشنه بلندمیپوشین!
  8. مثل بعضیا روچونتون ریش نمیزارین!
  9. هروقت دلتون خواست دامن میپوشین!
  10. گل هستید
  11. اصلا اتوبوس سوارنمیشین که جاتون کم یازیاد باشه بلکه ماشین باباجون دراختیارشماست!

البته مزیت دختربودن انقدر زیاده که نمیشه نوشت و من فقط به بخشی ازاین دریای بیکران اشاره کردم!

نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم دی 1390ساعت 14:48 توسط فائزه sh|

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم دی 1390ساعت 15:46 توسط فائزه sh|

 

برای دیدن بقیه ی عکسهابه ادامه ی مطلب برو...


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم دی 1390ساعت 21:58 توسط فائزه sh|

 

برای دیدن بقیه ی عکسها به ادامه ی مطلب برو...


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم دی 1390ساعت 21:24 توسط فائزه sh|

برای دیدن بقیه ی عکسها به ادامه ی مطلب برو...


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم دی 1390ساعت 18:32 توسط فائزه sh|

 

برای دیدن بقیه ی عکسها به ادامه ی مطلب برو...

 


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم دی 1390ساعت 18:7 توسط فائزه sh|

جوک و عکس طنز از حیوانات
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم دی 1390ساعت 15:35 توسط فائزه sh|

امریکا :

جنس: دختر

مکان: شمال اورگان، غرب ولایات المتحده

سن: بین بیست تا بیست و پنج

تحصیلات: فوق لیسانس رشته زیست شناسی، لیسانس بیوشیمی، دانشجوی دکترای میکروبیولوژی

موضوع پایان نامه: تاثیر میکرو ارگانیک های هوازی در محافظت گیاهان شاخه کریپتوناموس در برابر گرمایش جهانی

یک صحنه در حال فعالیت: دراز کشیده روی سینه، پاها باز … در حال فیلمبرداری از تغییرات سبزینه یک گیاه ۴٫۵ سانتی متری در اراضی حفاظت شده نوادا… به مدت ۷ ساعت.

فعالیت های اجتماعی: عضو انجمن طرفدارن محیط زیست دختر زیر سی سال غرب آمریکا، عضو گروه حامیان طبیعت وحش اورگان، سخنران اجلاس ماهیانه گروه دانشجویان حافظ محیط زیست، عضو انجمن فارغ التحصیلان ارشد زیر سی سال، صاحب سایت اجتماعی “فمینیست های مذکر گرا” ، شعار نویس گردهمایی های بزرگ کالیفرنیا….

آخرین باری که یک مجله مد را ورق زد: سه سال پیش…وقتی که در اتاق انتظار دفتر یک وکیل زن نشسته بود.

نوع لباس: شلوار جین..کفش کوهنوردی..تی شرت سفید با نوشته Peace Now

نوع آرایش: ترم سوم دانشگاه فهمید مانیکور پدیکور چیست!!

قد: مایکل جکسون منهای ۲۰ سانت

تاثیر وزنی: روی کاپوت بیفتد موتور پایین می آید

تعداد اس ام اس دریافتی: روزی سه تا

موضوع قالب اس ام اس: “رسیدی خونه عزیزم؟”

موضوع جالب روی دست: موی بلند در ناحیه ساعد

موسیقی مورد علاقه: کانتری

بیماری یا نارسایی: عطسه زیاد موقع طلوع آفتاب

محتویات داخل کوله: دستمال کاغذی، گوشی موبایل بلک بری، لپ تاپ، دفتر یادداشت، عینک دودی، دو سه تا خودکار، یک هندبوک رفرنس گیاه شناسی.. بلیط مترو

* * *


ایران :

جنس: دختر

مکان: شمال غرب تهران، ایران

سن: بین بیست تا بیست و پنج

تحصیلات: فوق دیپلم برق شاخه الکترونیک ، دانشجوی لیسانس کامپیوتر شاخه نرم افزار

موضع پایان نامه: تاثیر زبان برنامه نویسی C پلاس پلاس بر روابط دختر و پسر

یک صحنه در حال فعالیت: دراز کشیده به پشت روی تخت، با خودکار اشعار ترانه جدید امینم روی ساعد دست نوشته می شود.

فعالیت های اجتماعی: تجمع در یک ۲۰۶ با همکلاسی ها و کل کل دست فرمان با پسری که تویوتا کمری دارد.

آخرین باری که یک مجله مد را ورق زد: دیشب، ساعت دوازده و نیم…. در خانه دانشجویی دوستان و همین الان

نوع لباس: شلوار پلنگی گشاد، تی شرت مشکی با عکس “۵۰ سنت” ، کتانی به سایز ۵۲

نوع آرایش:

لب : بریتنی

مو: کامرون دیاز

تتو ابرو: آنجلینا جولی

سایه: شقایق فراهانی

سینه: رنه زوئلنگر

قد: یک چهار پایه + ۲۰ سانت

تاثیر وزنی: روی کاپوت ماشین بیفتد…. دوباره بر می گردد بالا !

تعداد اس ام اس دریافتی: روزی ۱۶۷ تا

موضوع قالب اس ام اس: جغرافیا،فمینیسم، حکومت، لباس، جک، جواهر شناسی، عشق، روابط زن و شوهر، شب، ،سلامت جسمی روحی و کلمات قصار آنتونی رابینز

موضوع جالب روی دست: جای تیغ روی مچ

موسیقی مورد علاقه: هیوی متال

بیماری یا نارسایی: سوء تغذیه، میگرن مزمن، افسردگی شدید، زخم معده، پوکی استخوان، ریزش مو، عرق کف دست، پرخاشگری

محتویات داخل کوله: کبریت، چاقو، ام پی تری پلیر، گیم دستی پلی استیشن، لاک ناخن، استون، رژ، جزوه دانشگاه،مهره مار، یک اتود، سی دی آهنگ های رضا پیشرو و زدبازی، یک بسته اولترا لایت
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم دی 1390ساعت 15:34 توسط فائزه sh|

سه تا زن انگلیسی، فرانسوی و ایرانی با هم قرار میزارن كه اعتصاب كنن و دیگه كارای خونه رو نكنن تا شوهراشون ادب بشن و بعد از یك هفته نتیجه كارو بهم بگن.
زن فرانسوی گفت:

به شوهرم گفتم كه من دیگه خسته شدم بنابراین نه نظافت منزل، نه آشپزی، نه اتو و نه … خلاصه از اینجور كارا دیگه بریدم. خودت یه فكری بكن من كه دیگه نیستم یعنی بریدم!

روز بعد خبری نشد ، روز بعدش هم همینطور .

روز سوم اوضاع عوض شد، شوهرم صبحانه را درست كرده بود و اورد تو رختحواب من هم هنوز خواب بودم ، وقتی بیدار شدم رفته بود .

زن انگلیسی گفت:

من هم مثل فرانسوی همونا را گفتم و رفتم كنار.

روز اول و دوم خبری نشد ولی روز سوم دیدم شوهرم

لیست خرید و كاملا تهیه كرده بود ، خونه رو تمیز كرد و گفت كاری نداری عزیزم منو بوسید و رفت.

زن ایرانی گفت :

من هم عین شما همونا رو به شوهرم گفتم

اما روز اول چیزی ندیدم

روز دوم هم چیزی ندیدم

روز سوم هم چیزی ندیدم

شكر خدا روز چهارم یه كمی تونستم با چشم چپم ببینم

نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم دی 1390ساعت 15:30 توسط فائزه sh|

من همون جزیره بودم

خاکی و صمیمی و گرم

واسه عشق بازی موجها

قامتم یه بستر نرم

یه عزیز دردونه بودم

پیش چشم خیس موجها

یه نگین سبز خالص

روی انگشتر دریا

تا که یک روز تو رسیدی

توی قلبم پا گذاشتی

غصه های عاشقی رو

تو وجودم جا گذاشتی

زیر رگباره نگاهت

دلم انگار زیرو رو شد

برای داشتن عشقت

همه جونم آرزو شد

تا نفس کشیدی انگار

نفسم برید تو سینه

ابرو بادو دریا گفتن

حس عاشقی همینه

اومدی تو سرنوشتم

بی بهونه پا گذاشتی

اما تا قایقی اومد

از من و دلم گذشتی

رفتی با قایق عشقت

سوی روشنی فردا

من و دل اما نشستیم

چشم به راهت لبه دریا

دیگه رو خاک وجودم نه گلی هست نه درختی

لحظه های بی تو بودن میگذره اما به سختی

دل تنها و غریبم داره این گوشه می میره

ولی حتی وقت مردن باز سراغتو میگیره

میرسه روزی که دیگه قعر دریا میشه خونم

اما تو دریای عشقت باز یه گوشهای می مونم

نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم دی 1390ساعت 11:39 توسط فائزه sh|

.........................0..0..0..0..0........0..0..0..0..0
....................0.......................0........................0
.................0.......................................................0
................0..........................................................0
...............0............................................................0
...............0............................................................0
...............0...........................................................0
.................0........................................................0
...................0...................................................0
......................0............................................0
.........................0.......................................0
............................0................................0
...............................0...........................0
....................................0...................0
........................................0............0
..........................................0.......0
.............................................0.0
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم دی 1390ساعت 10:24 توسط فائزه sh|

.....................................@..@..@.......@..@..@....................................
.................................@..............@.................@................................
...............................@....................................@................................
...............................@...................................@.................................
..................................@.............................@....................................
.....................................@......................@........................................
..........................................@..............@..........................................
................................................@.....@.............................................
......................................................@...............................................
.....................................................@................................................
.......................................................@..............................................
........................................................@.............................................
.........................................................@..............@..........................
..........................................................@.......@....@...........................
..........................................................@..@.........@..........................
.........................................................@@...........@............................
........................................................@............@..............................
.......................................................@.........@..................................
.......................................................@..@.........................................
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم دی 1390ساعت 10:19 توسط فائزه sh|

شتردیدی ندیدی mum's word

خاک برسرم I could keik myself

زودباش chop chop

 فلنگ وببند cheese it

عجب ناقلایی هستی you are a one

طفلکی poor fellow

برمنکرش لعنت god for beeden it

جمب نخور hold it

کله پوک pudding head

همش کشکه it's all my all

چه مزخرفاتی! my foot

چرت نگو cut the crab

مرده شورتو ببرن blast it

حیف نون he's good for nothing

جون بکن cough up

 به درک hang it

گورتوگم کن jump in the lake

مگه ازجدم ردشی over my dead body

بروبابا get on with you

لعنتی dash it

گیرنده don't keep on me

تاسه نشه بازی نشه third time lucky

 سوسکش کردم I treated him like dust 

نوشته شده در سه شنبه بیستم دی 1390ساعت 11:39 توسط فائزه sh|

  دختری درآمریکازندگی میکردکه برای درس خواندن به آرژانتبن سفرکرده بودپس ازدوماه نامه ای ازطرف دوست پسرش برایش آمدکه بدین شرح بود:لورای عزیزم دراین مدت من ۱۰ باربه توخیانت کردم ومیدانم که نه من ونه توهیچکدام شایسته ی این دوستی نیستیم مراببخش وعکسی که به توداده بودم برایم بفرست عشقت پیت.لورا خیلی ناراحت شدوخواست کاری کندکه بسر را برنجاند بنابراین فردای همان روز عکس تمام پسرهای فامیل وهمکارانش راگرفت وبا عکس خودپسربرایش پست کرد درنامه اش این رانوشته بود:سلام پیت هرچ کردم قیافه ات رابه یادنیاوردم مراببخش وعکست را ازبین آنهاجداکن وبقیه را برایم بفرست!عشقت لورابای

نوشته شده در سه شنبه بیستم دی 1390ساعت 11:5 توسط فائزه sh|

........¶¶¶
......¶*....¶¶
.....¶*........¶
.....¶*...*...¶¶............¶...¶¶
.....¶*..**..¶¶...........¶*.¶.¶¶¶
......¶****¶¶.........¶***¶...¶¶¶
........¶***¶..........¶***¶¶...¶¶¶
..........¶*¶...(////...¶***¶......¶¶
..........¶¶..((///////..¶*¶...........¶
........¶*...................*¶
......¶*...\\.............//...*¶
.....¶*.... @ ........ @ .... *¶
......¶*.............Y..........*¶
.......¶*........I_I_I ........*¶
..........¶*................*¶
..............¶*,,,...,,,,*¶
.................\\\\\))////
..........¶¶.¶*...........*¶ ¶¶*:
......¶......¶*...............*¶....¶
..¶......¶*..... ........ ......*¶.....¶
¶.....¶*...........................*¶....¶
¶.....¶*.............✿............*¶....¶
¶¶¶¶*..............................*¶¶¶¶
.........¶*............¶..........*¶
.........¶*............¶..........*¶
..........¶*...........¶.........*¶
............¶*.........¶.......*¶
..............¶*.......¶.....*¶
......¶¶¶¶¶¶...¶..¶.:.¶...¶¶¶¶¶¶
...¶¶¶¶¶¶¶_¶¶✿¶¶¶✿¶¶..¶¶
نوشته شده در دوشنبه نوزدهم دی 1390ساعت 14:59 توسط فائزه sh|

every night in my dreams I see you I feel you that is how I know you go on

far across the distance and spaces between us you have come to show you go on

near far where ever you are I believe that's the heart does go on

once more you open the door and you're here in my heart and my heart will go on and on

love can touch us one time and last for a life time and never let go till we're one

love was when I loved you one true time I hold to in my life we'll always go on

near far where ever you are I believe that's the heart does go on

once more you open the door and you're here in my heart and my heart will go on & on

you're here there's nothing I fear & I know that my heart will go on

we'll stay for ever this way you are safe in my heart & my heart will go on & on 

نوشته شده در دوشنبه نوزدهم دی 1390ساعت 14:28 توسط فائزه sh|

نوشتن گاهی به انسان آرامش میدهداماچراگاهی اوقات زنگ انشامارااذیت میکند؟راستش رابخواهیدفکرمیکنم علتش این باشدکه به اجبارمینویسیم وهرچیزی که به اجبارباشدوازروی انگیزه وعلاقه نباشدحتما مارااذیت خواهدکرد.تاخاطرات خودراثبت نکنیداثری ازشمانمیماند تنها چیزی میماندکه آن را نوشته ایدوثبت کرده اید نوشتن بایدامری درونی شود خودت به کشف رسیده باشی هرکلمه ای رادرست استفاده کنی ذوقش رامنعکس نمایی تانوشتن برایت آزاردهنده نشود.چه نوشتن مهم نیست چگونه نوشتن مهم است.
نوشته شده در شنبه هفدهم دی 1390ساعت 9:9 توسط فائزه sh|

آیامیدانیدبدن جوجه تیغی به هنگام تولدحالت ژله ای داردوحتی ممکن است نیمی ازبدنش توسط تیغ های مادرکنده شود اما به مروربدن کاملاترمیم میشود؟

آیامیدانیدسگ ازنژاداسب است وخوداسب ازنژادماموت یاهمان فیل های امروزی است؟

آیامیدانیدضریب هوشی نوزاد سه روز اول تولدبیش از۷۵۰ است واین مقدار در روز چهارم به سرعت پایین می آید؟

آیامیدانید یک نوع سمندر در آفریقاوجود داردکه تحمل ۱۶۰۰۰ ولت برق باشدت جریان ۵۰ هرتزدارد ودراین حالت بدنش تنهانوری معادل یک لامپ۷۰ وات تولیدمیکند؟

آیامیدانید اگر انگشت خودرادرگوشتان بپیچانید گردنتان قفل میشود؟

آیامیدانیدکه همه ی اینها چرت وپرت بود؟وآیامیدانید شما الان سرکارهستید؟!

آیامیدانید هرمطلبی به دستتان رسید نبایدباورکنید چون شماباید درخصوص هرچه میخوانیدفکرکنید؟؟؟؟

نوشته شده در جمعه شانزدهم دی 1390ساعت 23:21 توسط فائزه sh|

نمیدانم پس ازمرگم چه خواهدشد

نمیخواهم بدانم کوزه گرازخاک اندامم چه خواهدساخت

ولی بسیارمشتاقم که ازخاک گلویم سوتکی سازد

گلویم سوتکی باشدبه دست کودکی گستاخ وبازیگوش

واویکریزوپی درپی دم گرم وچموشش رادرگلویم سخت بفشارد

بدین سان بشکندهردم سکوت مرگبارم را...

بخشی ازنوشته ی دکترعلی شریعتی

نوشته شده در جمعه شانزدهم دی 1390ساعت 12:33 توسط فائزه sh|

به نظرمن ماایرونی هاخیلی تنبلیم (البته شامل حال من هم هست!)اصلا برای آیندمون تلاش نمیکنیم ومیگیم هرچی برای ما اتفاق می افته سرنوشت بود ولی من فکرمیکنم ما هزاران هزارتاراه زندگی داریم هرچقدر بیشترتلاش کنیم به زندگی بهتری میرسیم وبرای رسیدن به زندگی بهترباید یه چیزهایی روازدست بدیم تایه چیزهایی رو به دست بیاریم.آینده به هرسواری رکاب نمیده.
نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم دی 1390ساعت 23:20 توسط فائزه sh|

تاحالابه اتفاقای جالبی که مدام تکرارمیشن دقت کردین؟!

ـ دقت کردین  که...

همیشه وقتی به نون کره یامربا میمالیم دقیقا سمتی که کره مربا مالیدیم می افته زمین!

همیشه وقتی داریم مسواک میزنیم یکی صدامون میکنه!

همیشه یه چیز ریز از دستمون می افته و به سخت ترین جای ممکن میره مثلازیر کابینت!

همیشه وقتی عجله داریم همه ی راه هابستس یا اینکه راهواشتباهی میریم یا هم که همه ی چراغ هاقرمزن!

همیشه همه ی مریضهاتوی فیلماوسریالهاتوانتهای راهروسمت راست بستری اند!

شماهم اگه ازاین دقتهاداشتین بگید!

نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم دی 1390ساعت 23:17 توسط فائزه sh|

بی توطوفان زده ی دشت جنونم

توچه سان میگذری غافل ازاندوه درونم

بی من ازکوچه گذرکردی ورفتی

بی من ازشهرسفرکردی ورفتی

قطره ی اشک درخشیدبه چشمان سیاهم

تاخم کوچهبه دنبال تولغزیدنگاهم

توندیدی نگهت هیچ نیفتادبه راهی که گذشتی

چودرخانه ببستم دگرازپای نشستم

گویازلزله آمدگویافروریخت زسرمن

بی تومن درهمه ی شهرغریبم

بی کس شنوندزین دل شکسته صدایی

برنخیزد دگرازمرغک پربسته ندایی

توهمه بودونبودی توهمه شعروسرودی

چه گریزی زبرمن که زکویت نگریزم

گربمیرم ز غم دلبه توهرگزنستیزم

من ویک لحظه جدایی نتوانم نتوانم

بی تومن زنده نمانم...

شعری ازفریدون مشیری

نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم دی 1390ساعت 17:15 توسط فائزه sh|

خدایابندگانت را دوست بدار راهنماییی کن آرامش را به قلب بندگانت ببخش.........من نیز بنده ات هستم

نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم دی 1390ساعت 11:43 توسط فائزه sh|

توپولی

 

برای دیدن بقیه عکسها به ادامه مطالب برو...


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه بیست و ششم آذر 1390ساعت 0:15 توسط فائزه sh|


آخرين مطالب
» زندگی..
» selena gomez
» ویژگی های پسرا!
» مزیت های پسربودن!
» مزیت دختربودن!
» justin bieber
» جنیفرجون!
» enrique
» عکسهای عشقم ریحانا
» عشقولانه!

Design By : Pichak